تبليغاتX
گل یخ اگه همزبونی داشت به خدا یخ نمی زد!
گل یخم اما گریزون از سرما بذار توی دستات آب بشم از گرما

 

 

             آمدم اين عشق را با خاک يکسانش کنم

                   آمدم اين درد را در دل ويرانش کنم

                          آمدم تا کس نگويد بی وداع تن داد و رفت

                                 شايد از بی مهريش قدری پشيمانش کنم

سلام گل یخ امروز اومده از خودش بگه و برای همیشه بره . . .

از همه چی خسته شدم وقتی میفهمید چی میگم که دیره خیلی دیره . . .

« برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست ، هر رفتنی رسیدن نیست و گاهی برای

بودن باید رفت . . . »

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

سلام ، امروز داغونم از دست خودم با این کارام ! ! !

دارم تو سر خودم میزنم تا حتی سر خودمم کلاه بذارم .

نتیجه ها اومد و ای کاش که نمی اومد

حالا دیگه وقتشه تا از همه علایق و افرادی که واقعا دوستشون دارم بگذرم

از یه طرفم دوست دارم برم تا از دسته یه دیونه راحت بشم کسی که . . .

بی خیال ، دلیل دیگه ای که داغونم کرده بی علاقه بودنمه نسبت به رشته ای که قبول شدم .

هر چند من برای رسیدن بهش خیلی زحمت کشیدم 

بوده اوفاتی که حتی 1 ماه از خونه بیرون نرفتم .

نمی دونم چی بگم در مورد نتایج دانشگاه سراسری و حتی آزاد

واقعا موندم این مغزه تو سر من یا نخود ؟

فقط بتون می گم تا یه دل سیر بخندین.البته همه می دونین که نباید از من بیش از این انتظارداشت .

سراسری : صنایع شبانه بابلسر

آزاد : 1) حسابداری سمنان ،2) روانشناسی گرمسار

کاردانی : تکنولوژی پشم بافی علی آباد کتول

البته 10 - 20 تا آزمون دیگه هم دادم که نتیجه اش هنوز نیومده ( خوشبختانه )

کل آشناهام یه سوژه درست و حسابی برا خنده گیر آوردن . ما که بخیل نیستیم ، بذار بخندن . . .

شیطونه میگه از همین الان بشینم برا سال دیگه بخونم و روشونو کم کنم . . .

همه مادر پدرا میگن نرو ولی اینا میخوان به زور منو بفرستن

نمی دونم والا ، مگه من چی کارشون میکنم ؟ آزار من به مورچه هم نمی رسه .

البته خودمم دلیلی برای موندنم ندارم و همون بهتر که برم . . .

« گاهی برای بودن باید رفت»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/19ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 
 

سلام ، سلام ، سلام . . .

امروز یکی از بهتربن روزای عمرم بود . آره درسته قبول شدم .

صبر کنید از اولش تعریف کنم : امروز 9 / 05/ 86 ساعت 7 بیدار شدم و سریع رفتم داخل سایت

با اولین اشاره شماره داوطلبی و شناسنامه و هر چی می خواستو وارد کردم و دیدیم بهلههههه

راستش خودم زیاد خوشحال نشدم ، چون اصلا به رشتم علاقه ندارم و نداشتم . . .

ولی نمیدونم چرا وقتی اسممو دیدیم نا خواسته گریه ام گرفت

مامان و بابا هم دیگه بیدار شدن (به خدا من بی جنبه بازی در نیاوردم)

وقتی اومدن پشت کامپیوتر باورشون نمی شد ، فقط دیدیم که اشک تو چشماشون حلقه زده

نمی دونستم از گریه هاشون باید خوشحال باشم یا ناراحت اما . . .

اونا بدتر از منن ، با هزار دلهره رفتم آبجی خانوم گلٌ بیدار کردم چون می دونستم خوشحال میشه

                        

3 روز بعد : تق (صدای در اتاق بود ) ، فیخ فیخ ( این صدای آشنا هم نماد اشکام بود )

تازه از مرکز مشاوره اومدم ، همه خر زدن ها وتلاش هام بی فایده بود .

حالا من با این رتبم نمی تونم تو شهر خودم بمونم و این خیلی بده حسسسسسسسسن . . .

اگه من نباشم کی سر به سر داداشی بذازه ؟ کی نازه آجی رو بخره ؟

اگه من نباشم کی با مامان کل کل کنه ؟ و اگه من برم کی خودش رو برا بابا لوس کنه ؟هاااااااان ؟ ؟ ؟

بینه تردید و یقین سر در گمم (خمون تو گل گیر کردن خودمون )

نمی دونم باید چی کار کنم ؟

آدمایی که دوستشون دارم رو انتخاب کنم یا کاری که براش خهلی خهلی زحمت کشیدم؟

واقعا چی کار کنم ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/16ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 

 

 

امروز 23 . 05 . 86 چقدر زود گذشت مادددددددددددددر. . .

کودکی که همش با بازی و شیطنت گذشت ،

روزهای نوجوانی با درس و تکبرهای کاذب و باز هم شیطنت سپری شد و

امروز من جوان شدم وبه قول مامان و بابا تازه حق حرف زدن پیدا کردم . . .

نمی دونم دلم برا چی تنگ شده اما دوست دارم تو روز تولدم خدا بهم یه کادو یا شایدم یه فرصت بده ،

دوست دارم دوباره برگردم به دوران کودکی ، به دورانی که پیمان من و می زد، دورانی که وقتی می خوردم

زمین انقدر گریه می کردم تا بابا بیاد و بغلم کنه . . .

حاضرم برگردم و همه چیزو از اول شروع کنم ، حتی حاضرم بازم از پیمان کتک بخورم و

از اول ابتدایی درس بخونم حتی عربی هم از اول اولش بخونم و قول بدم که غر نزنم .

23 . 05 .86 تا 23 . 05 .68 فقط جای 8و6 عوض شده اما 18 سال گذشته . . .

وقتی به عقب نگاه می کنم می بینم که هیچی به دست نیاوردم و هیچی نفهمیدم واقعا چی نصیبم شد ؟

درس خوندم ، امتحان دادم ولی بازم چیزی نفهمیدم ، مسخره بازی در آوردم ، بچه ها رو سر کار گذاشتم ،

نصف عمرم و کرانچی و پفک موتوری خوردم ( اون زمان که امکانات نبود آدامس و پفک نمکی ) و چاق نشدم . اه ه ه

اصلا چه فایده ای برای دیگرون داشتم ؟ واقعا عجب آدمای صبوری هستن این خونواده من ! ! !

هر سال روز تولدم خودم رو با سالهای قبل مقایسه میکنم و چند سالیه که هیچ تغیری رو حس نمیکنم ،

امسال به این نتیجه رسیدم که نکنه مغزم دیگه رشد نمیکنه ؟ ؟ ؟

ولی نه حسسسسسسسسسسسسسن ، من نمی خوام بمیرم . . .

خلاصه نمی دونم برا چی اینا رو اینجا گفتم ، شاید می خواستم به خودم بگم ولی روم نشد .

پ . ن : همه اینا رو گفتم تا بگم که بابا جون یه کم به روزایی که داریم می گذرونیم بفکریم و

بیاین اندازه یه نخودم که شده مفید باشیم . . .

بیایید دنیا را بسازیم نه اینکه با دنیا بسازیم

بیایید از اشعار بگذریم و به شعور برسیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/15ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 
سلام بچه ها ، قبل ار همه چیز ولنتاین مبارک .

 

من خیلی گره دارم آخه من الان دقیقا 16 سال و 6 ماه و 2 روزمه .

 

ولی با این همه سنی که از خدا گرفتم حتی 1 بار هم کادو ولنتاین نگرفتم ، خوب من گناه دارم

 

که این قدر بهم توجه میشه و تحویلم می گیرن .(ببینین من چقدر مهمم )

 

امشب خیلی دلم برای خودم سوخت. همش با دوستام میرم اونا کادوهای گشنگ گشنگ میگرن ،

 

ولی من چی ؟ قیافم مثل کمبود محبتی ها شده .

 

تازه فردا شب باید برم ساری ، فکر می کردم حداقل یک نفر منو آدم حساب می کنه ،

 

ولی هیچ کی منو دوست نداره .

 

این همه آدم یعنی هیچ کی منو دوست نداره واقعا ؟

 

فردا میرم خودم میکشم .

 

خوب آخه چرا منو دوست ندارین ؟ مگه من چمه ؟

 

اکشال نداره اگه دوستم ندارین ، ولی کادو ولنتاین بهم بدین دیگهههههههههههههه ! ! !

 

با همتون قهرم ، میرم تا عید . اصلا مهم نیست که دلتون برام تنگ میشه.

 

عشق خیلی با ارزش تر از این حرفاست ، عاشق ها !

 

یا علی .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 

 
کسی نمی داند آخرین سلامش را چه وقت خواهد گفت و آخرین سلامش راچه کسی پاسخ خواهد داد؟


اگر بدانم این آخرین سلام است گل مریمی خواهم چید و هنگام گفتن آن به تو خواهم داد.مرا ببخش اگر سردی آخرین سلامم دلت را

 آزرد.


 چه کنم که فرصت جبران نبود و من غافل به گمان این که باز فرصت هست به سادگی از آن گذشتم.


« چه کسی می داند آخرین نگاه و آخرین لبخند و آخرین سلام به چه کسی خواهد بود »


شاید این آخرین نگاه و آخرین سلام من باشد.پس بیا گرم به هم سلام کنیم آنقدر که شاید این آخرین مجال باشد و سلای دوباره خیالی

 بیش نباشد.


و حال خوشحالم که ازسلام سردی دورم،خوشحالم که از لبخند بی مهری در امانم واز دستهای سردی فراری . . .

 
من دیگر به دنبال اینها نمی گردم چون تو و عشقت سراب و صدای نفسهایت هم دروغ است مثل وجودت . . .   


دیروز و فردا مرا فریب دادند ، دیروز با خاطراتش وفردا با وعدهایش و وقتی چشم گشودم امروز نیز گذشته بود.


و امروز نیز به وسعت غروب سنگینش و دلتنگیهایم روز بدی بود اما گذشت ! ! !


همه تلاش من برای تغیر تو بی فایده بود و من می روم تو بمان با افکار پوچی که جای هدفهایت را گرفته است.


درد من زیستن با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/16ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 


 
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند
 
کاش میگفتی که هجران را چه درمان کرده اند


شخصی روبرویم بود ، صورت استخوانی و رنگ پریده اش ، چشمان بی رمقش و

اندام خسته اش نشان از غم بزرگی داشت. بی اختیار یادعشق از دست رفته ام افتادم و

به خود بالیدم که در آتش عشقت نسوختم.وقتی دستم را جلو بردم تا صورتش را لمس کنم،

دستم به آینه خورد


 
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد

جزتوکس در نظر خلق مرا خوار نکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیداد گر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچ کس این همه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم آزار مکش از پی آزردن من

این بار مثل دفعه قبل نیست گفتم که مطمئن بشی ، یه زمانی دل خوشیم بودی

اما به خاطر دل خوشی های خودت ، تموم دلخوشی موازم گرفتی و این بدون
 
کسانی که به دست سرد فراموشی سپرده می شوند ، هیچگاه فراموش کننده گان را فراموش نمی کنند

از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت

چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر می کنی ، از پیش نظر خواهم رفت

گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت

نه که اینبار، چوهربار دگر خواهم رفت

نیست باز آمدنم ، باز اگر خواهم رفت

حالا که اومدی نظرتم برام بنویس ، خواهش کردم ، میسی دوست قدیمی . . .

طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی ؟ ؟ ؟  
 
" یا علی"


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 
 

گیرم بازم بیایی ، از عاشقی بخونی

گیرم تا دنیا دنیاست ، بخوای پیشم بمونی

روز غمم نبودی ، خوشیت با دیگرون بود

من و به کی فروختی؟ اون از ما بهترون بود

می خوای بیا ولی حیف ، حیف دیگه خیلی دیره

حالا که خاطراتت یکی یکی می میره . . .

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم ؟

بازم می گم بدونی منم خدایی دارم . . .

برگشتی اما انگار ، تو باختی توی بازی ! !

غرورتم شکستن ، به چیت داری می نازی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/22ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 

 اگر کسی را دوست داری رهایش کن  

اگر به سویت آمد بدان او مال توست 

              واگر به دیدارت نیامد بدان از اول او مال تو نبوده 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/25ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 


 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری

 

     آخه مگه حرفی زدم ، زخم زبونی من زدم

 

            آره همش بهونه بود مساله یار دیگه بود

 

                 دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود

 

                         برو با یارت عزیزم  ،  رها کن این تن منو

 

                                  الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

 

                                           اما یه قول بهم بده که یارتو تنها نذاری

 

                                                که مثل من اسیر بشه، آواره از خونه بشه

 

                                                       منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم

 

                                                              قلبمو سنگیش بکنم عشقت رو خاکستر کنم

 

                                                                  اگه یه روز خواستی گلم کسی رونفرینش کنی

 

                                                                         بگو که مثل من بشه  زجر جدایی بکشه . . .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/11ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 

چگونه ازدواج كنيم

در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:


خواستگاري و روشهاي آن:

چندين روش براي خواستگاري وجود داره.

1. مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.

2. مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.

3. مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كم‌كم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بي‌سروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.

4. مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.

روش خشن‌تري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون مي‌ريزيد .5

ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.


پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم :

يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار .

در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم .

سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين .

تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد .

دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه .

پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون .

رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل .

توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون .

يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه .

مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم .

سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه .

تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

14.بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/27ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

این وبلاگ چتد روز دسته منه یه مشکلی برای صاحبش پیش اومده دعا کنید تا زودتر بیاد

برای اون آرزویی که آرزو بود و آرزو ماند(روحش شاد) :

ای خدا سوختم و ساختم وقتی فهمیدم که باختم

بعد تو عشق قشتگم آدما رو خوب شناختم

آره عاشق تو بودم ذره ذره وجودم

حتی یک بارم نگفتم حالا قصمو سرودم

من دلکم جنس بلوره تو خونت از من خیلی دوره

من و تو سنگیم و شیشه زندگی بی تو نمیشه

زندگی بی تو عذابه مثل کابوس توی خوابه

عکس چشمون قشنگت روی طاقچه توی قابه

آی عذاب و آی عذاب و آی عذاب الهی اسیر بشی خونه خراب

اسیر عشق یکی مثل خودت تا بفهمی دلمو کردی کباب

غروبا کنار جاده منم و یک دل ساده

چشم برات بازم می مونم کاشکی بر گردی دوباره

ستاره نگاهی بنداز نگاه کن دلم چه تنهاست

همیشه غروب که میشه چشم امیدم به فرداست

آرزو دلم شکسته بغض و غم گلومو بسته

جای خالیت توی خونه گل میارم دسته دسته

تا بعد یا حق . . .   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/22ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 
 

امروز ۱۰ اذر تولد یکی از بهترین دوستامه از همین جا بهت تبریک میگم

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یک گریه ساده به دنیا بله گفتی

تولدت مبارک جیییییییییییییییییییییگر . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

سلام دوستای خوبم

یه مدتی نبودم بعضی ها دیگه خیلی روشون رو زیاد کرده بودن.برگشتم حالشونو بگیرمو دوباره رفع

زحمت کنم .

من میرم شما کم لطفی نکنین و نظر هم بدین . . .

افرین . تا بعد یا علی . . . 

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 
دوستای خوبم سلام

یه چند روزی از شرم خلاص میشین (زیاد ذوق نکن) . یه چند روزی تصمیم گرفتم برم مدرسه سال آخری تابلو نشم .

اگه بار گران بودیم رفتیم  ولی باز بر میگردیم   آره . . .

من نیستم ولی شما کم لطفی نکنین و نظر دادن رو فراموش نکنین   آفرین

تا بعد (به زودی) . . .   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/14ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 سلام بچه ها شرمنده این مطلب یه نمه طولانی شد . ولی مطمئن باشید به خوندنش می ارزه  

توجه:این مقاله صرفاً یک مقاله آموزشی است و هدف آن به هیچ وجه خنداندن شما نمی باشد!!! در ضمن در این مقاله سعی شده است که به همه اقوام و قبائل توجه شود و همه را به زیر سوال ببریم اگر احیاناً قشر خاصی فراموش شده است پوزش می طلبیم

از اونجایی که تازگیا هر کس با مامانش دعوا می کنه سریع میره سر خیابون وای میسه و به خواهر و مادر شرعی ما تیکه میندازه من امروز تصمیم گرفتم یک مطلب بزنم در مورد چگونگی مخ زدن دختران مسلمان و غیر مسلمان ایرانی بدون اینکه این وسط حقی خورده بشه و یا شیشه ای شکسته بشه و . . . 

اولین قدم جهت مخ زدن یک همشیره انتخاب سوژه میباشد.یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن

1. اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل میزنن تو چشمای طرف

2. اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند

3. اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه

4. اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن

5. اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن

* بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن

 

اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند , پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید

 اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم:

آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟

آیا شما جوات هستید؟

آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟

آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟( یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)

آیا شما لهجه دارید؟

آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟

آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟

و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟

لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .

شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید تا از سل سبیل و یا نظام آباد خودتون را به جردن، فرشته، فرمانیه، تجریش، ونک و ... برسانید و بقیه اش با من. . .

قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم :

1. دخترای که پاتوقشون میر داماد، جردن و فرشته می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون آریا شهر و جنت آباد بسنده کنید

2. دخترایی که پاتوقشون تجریش ، فرمانیه، نیاوران و اون بالا ما لا ها(به غیر از قیطریه) می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه

تبصره: دخترای قیطریه همشون شبا توی چت روم ها پلاس هستند پس بدون دردسر میتونید تورشون کنید

3. دخترایی که پاتوقشون شهرک غرب هست خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و پاساژ الهیه و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص )

4. دخترای پاسداران و گیشا حتی به راننده تاکس هم پا میدن پس این دو نقطه بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد

5. دخترای آریا شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن

6. دخترای جنت آباد هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست

7. از آریا شهر به پایین هم دخترا دو دسته میشن :

دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره....

اما نحوه مخ زدن :

الف: مخ زدن دخترای بالا شهری

وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفید شلوار مدل بوسینی , Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد، یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)، ترجیحاً موی بلند، ریش عجیب و غریب، چشمای هیز و کشیده ، ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی!

روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید :

1. به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.

2. سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید

3. با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد).

4. وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید

5. سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)

6. سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.

7. با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم

تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید

ب-دخترای وسط شهری :

وسایل مورد نیاز : همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه)

چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده .

روش مخ زدن :

1. با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و( بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم) اتول میزنید

تبصره:87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه

ج . دخترای پایین شهر :

وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه

روش مخ زدن: پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید : آبجی یه غلام لوتی نمی خوای ؟

تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید ! از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال

(ولی روشهای تیزی هستش مطمین باش ) gole_yakhchal@yahoo.com اگر به مشکلی بر خوردید با من تماس بگیرید 

دوستای عزیز یه لطف هم بکنند و فقط پی ام بدن ومیل نزنند (از 10 تا 3 نصف شب آنلاین هستم )

در ضمن خانومای عزیز که بشون بر میخوره لطف کنن اول برن با بی اف هاشون به هم بزنن بعد بیان اینجا به من فحش بدن که شخصیت دختر ها رو زیر سوال بردم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/14ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 

 

اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست چرا که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . .

در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند

حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند . . .

در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند . . .

اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند . . .

طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست . . .

یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند . . .

روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان، 36 روز دیگر باقی می ماند . . .

تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست . . .

در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند . . .

 سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست . . .

یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند . . .

پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد . . . (پس خود کشی نکن خر خوون)

نکته : بنا به دلایلی زمانی را که صرف چت کردن میکنیم را به حساب نیاوردم ،

چون محاسبه این از دست من که هیچ از دست سایر نبوق و دانشمندان هم بر نمیاد .

اگه دانشگاه هم قبول نشدی اصلا غصه نخور خیلی ها رفتن و پشیمون شدن (البته به علت عدم شرایط ایده ال )

تا بعد . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/11ساعت 2:59 قبل از ظهر  توسط گل یخ | 
برای اون آرزویی که ۶ تیر ماه برایمان رویا شد . . .

                      همه چیز از یادم میره      

                                                    مگه یادت که همیشه یادمه

                                                                           (( دل خف کوچولو خیلی برات تنگ شده ))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/07ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 

پنج نکته علمی، فلسفی، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و . . . :

1. به کسی عشق بورزکه لایق محبت باشه، نه تشنه محبت . . . چون تشنه محبت یه روزی سیراب میشه . 

2. سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت رو از دست بدی . . . نه به خاطر غرورت کسی رو که دوستش داری رو از دست بدی . 

3. هرگز دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی . . . بلکه دنبال اونی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی . 

4. خواهی که جهان با کف اقبال تو باشد . . . خواهان کسی باش که خواهان تو باشد .  

5. هر چقدر بیشتر ماهی میخواهی . . . بیشتر به دریا نزدیک شو   . 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 

 

دلت می خواد بگم دوست دارم صبح با صدای تو از خواب بيدار بشم

و بعد بگم با ساعات بودم ؟ ؟ ؟ 

دلت می خواد بگم دوست دارم شبا پيش تو بخوابم

و بعد بگم با بالشم بودم ؟ ؟ ؟ 

دلت می خواد بگم خيلی باحالی

و بعد بگم با ياهو هلپرم ؟ ؟ ؟ 

دوست داری بگم چرا رفتی

و بعد بفهمی با برق بودم ؟ ؟ ؟

دلت می خواد بگم دوست دارم

و يعد . . . نه ! اين بار ديگه با خود خودت بودم ! ! !  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/05ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط گل یخ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یه موجود دو پا هستم 16 ساله

از اینجا,کافیه ؟

" رنگین کمان پاداش کسی است

که تا آخرین لحظه زیر باران

می ماند . . . "

چرند های گذشته
شهریور 1386
مرداد 1386
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
پیوندها
هومن عزیز
مهربونترین خدا
گربه نره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

DJ ELI

 
گل یخ اگه همزبونی داشت به خدا یخ نمی زد!

 درباره ..

یه موجود دو پا هستم 16 ساله

از اینجا,کافیه ؟

" رنگین کمان پاداش کسی است

که تا آخرین لحظه زیر باران

می ماند . . . "

.(C) Copyright

All Right Reserved


example: